Customer

/ˈkʌstəmər/ کاس‌تُمِر
مشتری
  • 1مشتری
  • 2خریدار

A person or organization that buys goods or services from a store or business.

کسب‌وکار A2 noun — اسم
نکته تلفظ: KUS-tuh-mer
همآیی‌ها (Collocations)
loyal customer مشتری وفادار
customer service خدمات مشتری
customer satisfaction رضایت مشتری
مثال‌ها در جمله

We always put the customer first.

ما همیشه مشتری را در اولویت قرار می‌دهیم.

مترادف‌ها
client buyer consumer patron
متضادها
seller vendor
خانواده واژه (Word Family)
noun customer, custom adjective customary
یادگیری عمیق
قلاب حافظه
customer کسی است که custom (عادت) خرید از شما را دارد
اشتباهات رایج
Customer ≠ Client. Client اغلب برای خدمات حرفه‌ای است.
زمینه استفاده

همه موقعیت‌ها ✅

بازگشت به لیست واژگان
نظرات و پیشنهادات

نظرات را از پنل مدیریت فعال کنید.